جوک های بامزه و خنده دار

یارو اومده خونمون دزدي هيچي پيدانکرده منو از خواب بيدار کرده ميگه:

دارم ميرم ولي اين زندگي نيست شما دارين …!!  😀  😀  😀

*******************************

سر جلسه امتحان به استاد گفتم: استاد خواهش میکنم یه کمک کنین :||

خیلی ریلکس نگام کرد، از تو جیبش ۲۰۰ تومن درآورد و گذاشت رو میزم.. بعدشم رفت..
یعنی نابود شدم.. می فهمی..!؟ :)))
بقیه هم که از شدت خنده برگه هارو می خوردن..  😀

*******************************

یارو اومده خونمون دزدي هيچي پيدانکرده منو از خواب بيدار کرده ميگه:

دارم ميرم ولي اين زندگي نيست شما دارين …!!  😐

*******************************

‏اخبار گفت:
سربازان نخبه ، کسری خدمت میگیرن…

بابام نگام کرد گفت:
پسر، تا خدمت رو بر اساس ضریب هوشی نکردن زودتر خدمتتو برو وگرنه تا آخر عمر باید بری خدمتاااااا  😕

*******************************

مادر است دیگر
گاهی دلش می خواهد هنگام تک به تک با دروازبان از جلوی تلویزیون رد شود  😛

*******************************

یکی از معجزات رانندگی من اینه که.
.

.
کافر هم تو ماشینم بشینه،یاد خدا میفته  😆

*******************************

مراقب سرجلسه امتحان اومدگفت کارت ورودبه جلسه؟؟
.
.

.

.
.
.گفتم اصلابه قیافه من میخوره درسخون باشم جای کسی بیام امتحان بدم؟

گفت خداییش نه و ول کرد و رفت :))))  :mrgreen:

****************************

چگونه در کارهای منزل به ز‌نمان کمک کنیم؟  😀

۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

۲- کانال‌های تلویزیون را شما عوض کنید.

۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد.

۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.

۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.

۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.

۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.

******************************

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻓﺸﺎﺭﺩﺍﺩ …. ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﺒﺎﺵ !!ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭﻗﺒﺮﺕﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭﻋﺪﻩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﻣﺮﺩ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺑﻮﺩﺍﯾﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﯼ ﻣﻦ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩﻣﯿﺸﻮﺩ ! ﻭ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﻟﻪ ﮐﺮﺩ …

ﻭ ﮔﻨﺪ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ

😆

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *